حرف ما

حکایت جالب نزاع چهار نفر بر سر انگور

چهار نفر, با هم دوست بودند, عرب, ترک, رومی و ایرانی, مردی به آنها یک دینار پول داد. ایرانی گفت: «انگور» بخریم و بخوریم. عرب گفت: نه! من «عنب» می‌خواهم, ترک گفت: بهتر است «اُزوُم» بخریم. رومی گفت: دعوا نکنید! استافیل می‌خریم, آنها به توافق نرسیدند. هر چند همه آنها یک میوه، یعنی انگور می‌خواستند.

حکایت خواندنی رمیله

به گزارش حرف ما وبلاگ “پایگاه مذهبی حضرت مهدی(عج)” نوشت: فرزند امیرالمؤمنین (علیه السلام) در بین ما و آگاه به ما است. حال ما از او پنهان نیست. بیماری ما او را بیمار می کند، غم ما دلش را به درد می آورد، به دعاهای بی شمارم آمین می گوید، و روز و شب برایم دعا و استغفار می کند.

در هم تنیده ایم چو گلهای نسترن

به گزارش حرف ما وبلاگ “زیباترین اشعار عاشقانه معاصر” نوشت: در هم تنیده ایم چو گلهای نسترن/ گاهی تو سرخ می شوی و گاه نیز من.

عالم گرفته بوی سیب

به گزارش حرف ما وبلاگ “حرف دل” نوشت: گفتم چه باشد کربلا؟/ گفتا همه عشق و ولا/گفتــم چـه داری آرزو ؟/ گفتا به خون گیرم وضو.

هر رأی ماست مصرعی از شعر انتخاب

به گزارش حرف ما وبلاگ “ترنم سکوت” نوشت: دیروز شعله ور ز نگاهت شد آفتاب/ امروز خاک پاک تو رسواگر سراب

کرانه های آسمانی

خدایا شکرت

داستان مرد و فرشته

بعد از شهدا …

به گزارش حرف ما وبلاگ شلمچه نوشت: دل در طلب چه هاست بعد از شهدا، آن عهد و وفا کجاست بعد از شهدا، پیمودن راه و پیروی از رهبر، تکلیف تمام ماست بعد از شهدا.

شهادت قسمت ما می شد ای کاش …

به گزارش حرف ما وبلاگ حرف دل نوشت: به هرکس قسمتی دادی خدایا، شهادت قسمت ما می شد ای کاش.

درخت قوم بنی اسرائیل

به گزارش حرف ما وبلاگ معراج مومن نوشت: در میان بنی اسرائیل عابدی بود. وی را گفتند : فلان جا درختی است و قومی آن را می پرستند. عابد خشمگین شد ، برخاست و تبر بر دوش نهاد تا آن درخت را برکند.

شعر با خشونت هرگز…

شعری از وحید امینایی

آخرین اخبار